اين هم ليست کامل بازيگران فيلم ۴
.... پادما پتيل
Predrag Bjelac .... ايگور كاركاروف
Shefali Chowdhury .... پروتي پتيل
Robbie Coltrane ... . روبيوس هاگريد
Warwick Davis .... پروفسور فليت ويك
Frances de la Tour .... مادام ماكسيم
Alfred Enoch .... دين توماس
Tom Felton .... دراكو مالفوي
Ralph Fiennes .... لرد ولدمورت
Michael Gambon .... آلبوس دامبلدور
Brendan Gleeson .... مودي چشم بابا قوري
Rupert Grint .... رون ويزلي
Robert Hardy .... كورنليوس فاج
Shirley Henderson .... ميرتل گريان
Joshua Herdman .... گريگوري گويل
Stanislav Ianevski .... ويكتور كرام
Jason Isaacs .... لوسيوس مالفوي
Katie Leung .... چو چانگ
Matthew Lewis .... نويل لانگ باتم
Roger Lloyd-Pack .... بارتي كراوچ
Angelica Mandy .... گابريل دلاكور
Devon Murray .... سيموس فينيگان
Gary Oldman .... سيريوس بلك
Robert Pattinson .... سدريك ديگوري
James Phelps .... فرد ويزلي
Oliver Phelps .... جرج ويزلي
Clémence Poésy .... فلور دلاكور
Daniel Radcliffe .... هري پاتر
Jeff Rawle .... آموس ديگوري
Miranda Richardson .... ريتا اسكيتر
Alan Rickman .... پروفسور سوروس اسنيپ
Maggie Smith .... پروفسور مينروا مك گونگال
Timothy Spall .... پيتر پتي گرو
David Tennant .... بارتي كراوچ
Emma Watson .... هرمايني گرنجر
Jamie Waylett .... وينسنت كراب
Mark Williams .... آرتور ويزلي
Bonnie Wright .... جيني ويزلي
بيوگرافی اما واتسون ( هرميون )
لقب:EW
زادروز:۱۵آوريل ۱۹۹۰(در مورد تاريخ دقيق تولد اما واتسون چند سايت تاريخ دقيق را ۱۴ آوريل ذكر كرده اند ولی اما در مصاحبه ای كه با مجله ی سان داشت اعلام كرد كه : من چون در ساعت ۱ دقيقه ی بامداد به دنيا آمده ام پس در واقع هنگام تولد من ۱ دقيقه از ۱۵ آوريل گذشته بود برای همين هم من متولد ۱۵ آوريل می باشم)
امضا:به شكل يك بره
محل سكونت:آكسفورد شاير انگلستان
محل تولد:پاريس(بسياری از انگليسی ها معتقدند او در انگلستان متولد شده است اما حقيقت اين است كه زمانی كه مادر اما به پاريس نزد خانواده ی پدرييش رفته بود اما را بدنيا آورد)
قد:۱۶۵ سانتی متر
رنگ مو : طلايي(در فيلم های هری پاتر قهوه ای است)
حيوان خانگي: دو گربه به نام های دو مينو و بابلس (اما در ۷ سالگی دومينو را به الكس داد)
رنگ چشم:قهوه ای تيره
خانواده:پدرش كريس(متولد۱۹۶۰) نام دارد و مادرش ژاكلين(متولد۱۹۶۰) برادرش هم الكس(متولد ۱۹۹۴)
تذكر: برخی از سايت ها زاد روز پدر و مادر اما را ۱۹۵۹ نوشته اند
به انتخاب اما:
بازيگر مرد:براد پيت (اما عاشق براد پيت است) جان كليس و اورلاندو بلوم(بازيگر ارباب حلقه ها)
بازيگر زن:جوليا رابرتس-ساندرا بلوك-گالدی هاون و جنيفر آنيستون(همسر براد پيت)
گوشی موبايل:اما يك گوشی نوكيا۳۳۳۰ دارد
غذا:غذا های ايتاليا يی بخوصوص پيتزا و شوكولات
رنگ:آبی
لباس فروشی :دی كا ان وای به سر پرستی خانوم سيكستی
درس:هنر-تاريخو انگليسي(از جغرافی و رياضی و لاتين متنفر است)/آخه اما جون حيف رياضی نيست آلبرت انشتين ميگه :آنكس كه از رياضيات تنفر دارد در حقيقت با همه ی جهان سر جنگ دارد/
كتاب:The Phantom Tollbooth, I Captured Castle, Chicken Soup's
نويسنده:Roald Dahl
روژ لب:stilla
اما از كسايی كه هرميون صداش می كنن بدش مياد
سرگرمي:هاكی روی يخ-تنيس-گردشبا خانواده-خريد- رقص
موسيقي:از زبان خود اما بشنويد:دوس دارم گيتار بزنم و از سبك پاپ خوشم مياد بابام از بی بی كينگ و التون جان و مادرم از الويس پريسلی خوشش مياد من هميشه مجبورم توی ماشين به الويس پريسلی گوش بدم
فيلم:Shawshank Redemption, Gladiator, Braveheart, Pride & Prejudice, Grease, Shrek, Ocean's 11
پدر و مادر اما از هم جدا شده اند و اما با مادرش در آكسفورد زندگی می كند پدر اما در لندن زندگی می كند اما بمدت ۵ سال در فرانسه زندگی كرده است اما دوست ندارد فرانسوی صحبت كند اما قبل از بازی در هری پاتر در مدرسه ی خود(دراگون) در تئاتر هايی چون سالهای جوانی آرتور شاه - شاهزاده ی خندان-آليس در سرزمين عجايب و... شركت كرده و برای خودش اسم و رسمی در بين مدارس ابتدايی لندن بهم زده بود او هم چنين چندين بار قهرمان دو و پرش طول در بين مدارس لندن شد و دستی هم در شعر و شاعری داشت در شب شعری كه در لندن بر گزار شد اما در حالی كه ۸ سال بيشتر نداشت به عنوان بهترين شاعر گروه سنی خود شناخته شد او به دوستانش و ورزش خيلی اهميت می دهد
2 عضو عزیز دیگر
ممنون
تاریخ اکران فیلم شاهزاده ی دورگه

هفته ی پیش ما تاکید کردیم که سایت های سرگرمی بسیاری یک تاریخ اکران رو برای فیلم شاهزاده ی دورگه اعلام کردند . وارنر براس برای اچ پانا تایید کرد که تاریخ اکران این فیلم 21 نوامبر 2008 ؛ ۱۶ ماه پس از اکران فیلم محفل ققنوس خواهد بود . اگرچه این زودترین زمانی است که طرفداران از تاریخ اکران یک فیلم هری پاتری آگاه می شوند اما هیچ توضیح اضافی داده نشده است ؛ نه بازیگری و نه فیلمنامه نویسی .
منبع » اچ پانا
همه چيز درباره کوييدچ
كوييديچ پر طرفتارترين ورزش دنياي جادوگران است . تعداد بازكنان هرتيم هفت نفر است كه شامل :
-سه مهاجم كه بايد كوافل (توپ قرمز رنگي كه به اندازه توپ فوتبال است) را درون سه حلقه كه در دوطرف زمين در ارتفاع 15 متري قرار دارند بيندازند
-دو نفر مدافع که چماقهای سياه رنگ بزرگی دارند و بايد دو توپ سياه بلوگر (که بازيکنان را مورد حمله قرار می دهند ) را دفع کنند
-يک دروازه بان که بايد از حلقه ها دفاع کند
-و در آخر يک جوينده که کارش از همه مشکل تر است و بايد توپ طلایی( توپ کوچک بالداری که به اندازه يک گردوست و با گرفتن آن مسابقه تمام می شود وتيمی که توپ طلايی را می گيرد ۱۵۰ امتياز می گيرد ) را بگيرد
داستان های کوتاه جادويی
شکار اژدها
تا حالا دو گروه به اردوگاه نرسيده بودند. بيرون چادرهاي ضدآتش زمين و زمان تو آتش مي سوخت . مايكل، جادوگر كهنه كار وزارت ، به سختي مي تونست چهره ي عصباني چارلي رو توي تاريكي و دود تشخيص بده . اولين احساسي كه بعد از گرفتار شدن توي اين جهنم به چارلي دست داده بود نفرت از كارمندان وزارت بود«هوايي صاف و آرام براي شكار!» چه هواي آرامي !! وزش باد باعث آتش گرفتن كل جنگل شده بود كه اگه تا فردا ادامه پيدا مي كرد ديگه جنگلي باقي مي موند .
آنچه مسلم بود اين بود كه گروه هاي پشتيباني دير كرده بودند و اين اصلا خبر خوبي براي چارلي نبود . مايكل از دوران مدرسه دوست چارلي بود و خوب مي دونست چارلي الان مثل يه بشكه باروت آماده انفجاره . چارلي يكي از ماهرترين جادوگرها تو شكار اژدها بود . نابوگر اسمي بود كه به گروه چارلي داده بودند .همون گروهي كه تا حالا تو هيچ ماموريتي شكست نخورده بودند .در اين ماموريت دوگروه ديگه هم به فرماندهي هري جونز و داركي شركت مي كردند ولي از اونا تا اين لحظه خبري نبود . مايكل فكر مي كرد چارلي بايد از جزئيات بيشتري خبر داشته باشه به همين خاطر رو به چارلي كرد و گفت : چارلي مطمئني كه بايد كار اژدها رو امشب يكسره كنيم ؟ چارلي نمي دونست چي بگه . صداش به سختي شنيده مي شد: آره...فكر كنم... . بايد به چارلي اعتماد مي كرد . هر چند چارلي هم توي دستپاچگي دست كمي از بقيه افراد نداشت . بدون گروهاي هري و داركي خارج شدن از اردوگاه خودكشي بود ولي چارلي نبايد به اين مسأله فكر مي كرد . يك چيز مسلم بود عمليات بايد طبق برنامه پيش مي رفت ، طبق برنامه!!
چارلي بايد كاري مي كرد: مايكل توبا جيمز و ادوار به طرف وسط جنگل برو .بينز و بروس هم با من بيان . جيمز گفت : چارلي ديونه شدي اگه بقيه بيان و اردوگاه رو خالي ببينن چي مي گن ؟ چارلي آروم گفت : اوناديگه نمي يان . چارلي راست مي گفت تا حالا اژدها اونارو كباب كرده بود . چارلي بازهم صداش رو بلند كرد: اگه به اژدها برخورديد جرقه ها قرمز به هوا بفرستيد يادتون باشه تنها حمله نكنيد . جستجو شروع شد . چارلي آروم و قرار نداشت . هر قدم كه برمي داشت بر مي گشت و به عقب نگاه مي كرد . مي ترسيد اژدها از پشت حمله كنه . كمي كه راه رفتند بينز فرياد زد: جرقه هاي قرمز . هر سه جادوگر به طرف محلي كه جرقه ها ي قرمز ديده مي شد دويدند . آنها با تمام سرعت مي دويدند ولي دير رسيدند جنازه سه تا از بهترين دوستانشان روي زمين مي سوخت . اژدها اونا رو اتش زده بود . چارلي با تمام قدرتش فرياد زد : خدايا...!!
چند لحظه بعد اژدها دوباره پيدايش شد . هر سه تا با هم فرياد زدند :پتريفيكوس توتالوس !
اژدها با صورت روي زمين افتاد . حمله خيلي سريع بود و اژدها فرصت دفاع نداشت . چارلي در حالي كه گريه مي كرد گفت : عمليات تموم شد . اژدها رو شكار كرديم .
پايان
ماحبه با دنیل رادکلیف و دوستانش
(Daniel Radcliffe (DR: سلام.
Media:تبریک میگم.این یکی از بهترین فیلمهای مجموعه ی هری پاتر بود.
DR: ممنون.واقعا ممنون.
Media:بهمون بگین نظرتون درباره ی اینکه شخصیتهاتون [ توی این فیلم ] دارن کم کم بزرگ میشن چیه. با توجه به اینکه توی زندگی واقعی تون هم با یه همچین مسئله ای روبرو هستین.چه نظری در مورد بزرگ شدن شخصیتها دارین؟
DR: خوب من فکر میکنم...ببینم شما که ناراحت نمیشین من شروع کنم ٬ نه؟ خوب٬ پس شروع میکنم.من که واقعا خوشم اومده.چون الان یه فشار زیادی روی فیلمها هست که مرتب باید بهتر و بهتر و بهترو بهتر بشن.بخصوص بعد از فیلم سه که ... راستش میدونین٬ من خیلی دوستش دارم.همه مون میدونستیم که باید هر کاری از دستمون بر میاد انجام بدیم تا فیلم بهتر از کار در بیاد.چون در غیر اینصورت طرفدارها خیلی ناراحت میشدن.واسه ی همینم...واسه من که تجربه ی خیلی خوبی بود.آخ!ببخشین!میدونین ٬واسه من خیلی جالب بود که نقش هری در حال بزرگ شدنو بازی کنم.چون...خوب...وقتی این مجموعه شروع شد هری ده سالش بود و تولد ده سالگیش بود.و الان داره یه روندی رو طی میکنه که توی زندگی واقعی ما هم اتفاق می افته.یعنی بزرگ شدن .و میدونین٬ تو یه همچین دوره ایه که معمولا آدم یه کم احساساتی میشه.خوب بخاطر مسایل مربوط به بلوغ و از این حرفهاست. و این تغییرات گاهی خیلی باعث دردسرن.ولی به هر حال یه جزیی از بزرگ شدنن.آدم تو این دوره تجربه های باارزشی کسب میکنه.بخاطر همین هم بازی کردن تمام این مسایل در نقش هری خیلی جالب بود.
(Emma Watson (EW: فعلااین بحث که ساخت فیلمها ممکنه بیشتر از حد ممکن طول بکشه وما کم کم واسه نقشهامون خیلی بزر گ بشیم خیلی داغه.ولی تا این جای کار که هیچ مشکلی پیش نیومده و همه چیز رو براهه.چون ساخت هر فیلم تقریبا یک سال طول میکشه و بخاطر همین برای ما مشکلی پیش نیومده.همین طور که شخصیتهای ما دارن تو مدرسه تحصیل میکنن ، ما هم با اونها بزرگ میشیم و گاهی وقتها عین تجربیاتی که ما توی زندگی واقعی داشتیم ، برای اونها تکرار میشه.
DR: آره.اتفاقا این خیلی چیز خوبیه.خیلی وقتها این فکر سراغ آدم میاد که داره واسه نقشش یه کمی بزرگ میشه.ولی، خوب، خیلی از هنرپیشه ها هستن که نقش آدمهای کوچیکتر از خودشونو بازی میکنن و من فکر نمیکنم این مسئله اونقدر ها که بزرگش میکنن مهم باشه.
Media:[نامفهوم]
DR: میدونین٬ خیلی وحشتناک بود! نه ٬ حقیقتش خوب بود.خیلی خوب بود.فکر میکنم اگه Katie اونجا بود٬ میگفت:"وای خدا جون!از اینکه Dan رو تو یه صحنه بغل کنم چندشم میشه!" یا یه همچین چیزی. اما واسه من خوب بود.
Media:نظر تو چیه Rupert؟
(Rupert Grint (RG: اصلا سوال چی بود؟
[خنده ی دسته جمعی]
Media:آره فکر کنم خیلی از موضوع اصلی دور شدیم.
RG: راستش من هم فکر میکنم خیلی جالبه که شخصیتهامون دارن بزرگ میشن.خیلی "نوجوونتر" شدن.اما Ron تو این یکی فیلم یه کمی بداخلاق شده.چند بار هم با بقیه بچه ها دعواش میشه.ولی بازی کردنش واقعا چسبید.آره.خیلی خوب بود.
Media:حالا که تو چند تا فیلم معروف بازی کردین٬چجوری ولخرجی و بریز و بپاش میکنین؟ چه وسایل کوچولو موچولویی رو دور خودتون جمع کردین؟
DR: Rupert فکر کنم نوبت تواه.
بحث1
ازنظر خودم سنگ جادو و تالار اسرار البته من هنوز کتاب ۵و۶ رو نخوندم.
منتظر نظراتتون هستم.![]()

